http://www.farzaaneh.com
شاید در بعد از ظهر و یا عصر روز هشتم شهریور(سال 60) بود که حضرت آقای نوروزی(نماینده دوره نخستین آمل در مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب) زنگ زده بود: او گفت: خبری را دریافت کردیم که جلسه هیأت دولت منفجر شده و اتفاقا آقایان رجایی و باهنر نیز در آن حضور داشتند ... حالا خبر را نگهدارید تا ببینیم چه بوده و چه می شود!
اینجانب نیز آماده می شدم تا برای سخنرانی در مجلس بزرگداشت شهیید امان الله قدیر که در روستای ؟ در حاشیه روستای درازان(از توابع آمل) و از سوی گروهی از زنان بر پا می شد شرکت کنم ... این مجلس بزرگداشت در منزل نامزد عقدی آن شهید، وعده شده بود.
هر چند در روستا و در وقت موعود، حضور پیدا کردم اما به یکی از خواهران که شاید سرکار حاجیه خانم طیبه اکبرزاده بوده باشد گفتم هر چند وعده سخنرانی را دارم اما از جهت روحی، توان سخن گفتن را ندارم! با اصرار او، خبر را گفتم؛ و از او نیز خواستم تا زمان پخش رسمی خبر، نگهدارد ...
این خاطرات را در زمانی می نویسم که پدر شهید امان الله قدیر، چندی است که پس از یک دوران پر رنج درد و بیماری، به سوی ابدیت شتافت! ... و البته همسر و دو فرزند از مرحوم آقای نوروزی نیز در حج عمره هستند ...
یادآوری وبلاگ:
خبر آن مرحوم، حکایت داشت که جلسه یاد شده، هیأت دولت بوده که بعد شفاف شده که جلسه یاد شده، همانا شورای عالی امنیت ملی بود. اتفاقا مرحوم دستجردی نیز که ریاست شهربانی وقت را متعهد شده بود با چند روز بستری در بیمارستان، شاید در چهاردهم شهریور بوده که به سوی ابدیت، کوچ همیشگی خودش را آغاز کرد!
نا شنیده های در گوشی پیرامون انفجار در حزب جمهوری اسلامی:
1- از مرحوم نوروزی شنیده بودم که شخص کشمیری که ظاهرا بمب گذار در سالن حزب جمهوری اسلامی بود بارها تا رکوع در برابر مرحوم بهشتی، خم می شد ...
2- همین شخص کشمیری که مدیریت شاخه دانشجویی حزب را به عهده داشت مسئول دعوت به جلسه نیز شده بود؛ و از همین راه نیز بیشترین ضربه را زد. زیرا افزون بر دعوت کتبی از شخصیتها، چند بار نیز به صورت تلفنی زنگ زده بود که موضوع جلسه این هفته در 7 تیر بسیار اهمیت دارد و برای همین، ضرورت دارد تا شخصا شرکت فرمایید. و همین سبب شرکت تعداد فوق العاده مدیران در آن جلسه شده بود!
نا شنیده های در گوشی از زبان نوروزی(نخستین نماینده مردم آمل در مجلس پس از انقلاب):
1- مرحوم باهنر که در چند قدمی سالن انفجار، برای شرکت در جلسه موعود آمده بود با مانع شدن مرحوم علی درخشان که عضو شورای مرکزی حزب و همچنین مدیر دفتر مرحوم بهشتی در حزب بود روبرو گردید ... مرحوم درخشان با تکرار و اصرار از باهنر خواسته بود که شما خسته هستید و خستگی از چهره شما هویدا است شما می توانید برگردید؛ و شرکت نکنید ...
2- آقای هاشمی رفسنجانی نیز حسب آنچه که تصویر عکاس نشان می دهد پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء در حیاط حزب جمهوری اسلامی، با زیر گوشی گفتن زیر گوش بهشتی، از جلسه باز ماند ...
3- آقای مهدوی کنی نیز تا نزدیکیهای حزب آمده بود که با صدای انفجار حزب و با اعلام بی سیم از مرکز حفاظت، برگشتند ...
4- شاید مرحوم نوروزی نوروزی از آقای موسوی اردبیلی نیز با عنوان بیمار یاد کرده بود که دقیقا به خاطر ندارم.
5- مرحوم نوروزی گفته بود که خودش نیز آن عصر و شب، آنچنان بیمار سخت شده بود که با تب فوق العاده ای که گریبانگیر او شده بود از قافله باز ماند!
مرحوم نوروزی که همزمان با حادثه هفتم تیر ماه سال 60، نماینده دوره نخست آمل در مجلس بود اینچنین از آن می گفت:
آقای عباس دوزدوزانی که وزیر ارشاد وقت بود چند شب پیش از 7 تیر خواب دیده بود که مرحوم حاج مهدی عراقی به ایشان می گوید همین چند وقت آینده جمعی از شما ها به سوی ما خواهند آمد!
مرحوم نوروزی این را گفته بود که وزیر یاد شده، همین خواب را در جلسه هیأت دولت(با نخست وزیری مرحوم رجایی) نقل کرد اما با شوخی برخی روبرو شد ...
یادآوری های وبلاگ:
1- این را خودم از مرحوم نوروزی شنیدم!
2- در قرآن نیز آمده که راه یافتگان به وصال، بازماندگان را بشارت تکراری می دهند ...
نگرانی کشاورزان از واردات بی رویّه برنج.
(تلتکست 20/3/85 ص 609 از کیهان)
رندی گفت:
همین روزها رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور گفته بود که کشاورزان نگران دیه و خسارت نباشند که چون به آنان پرداخت می شود!
یادآوری های وبلاگ:
1- نطق ها و تذکرات متعددی را ایشان در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی در این رابطه ها داشت که با شنیدن چنین مفاهیمی، برای ما یادآور اوست!
2- مرجوم اقای نوروزی با آنکه از عالمان دینی مبارز در دوران شاهنشاهی بودند در روزهای کشاورزی همانند دیگران در زمین کشاورزی در کشت و داشت و برداشت، مشارکت فعال با خاواده و پدر داشت.
3- من خودم از دوران کودکی نیز بگو و مگو هایی در میان مردم و بعضا روستائیان از سه چهار دهه پیش تا کنون پیرامون واردات برنج را به خاطر دارم ...
هفتم خرداد را يادآور نماينده آمل با بازگشايي دوره نخستين مجلس مي بينم!
هفتم خرداد سال 59 كه بازگشايي دوره نخست مجلس بود اين را هميشه با نام مرحوم نوروزي مي بينم. آن زمان كه بايد گفت نيروهاي فرصت طلب كه هيچ نقش شفافي را لااقل در پيدايش انقلاب نداشتند نيز به ميدان مبارزات انتخاباتي آمدند ...
البته نفر دوم با مرحوم نوروزي شايد حدود 700 رأي اختلاف داشت كه نامزد سازمان مجاهدين خلق بود. اين را نيز بايد گفت كه آن مرحوم، نامزد حزب جمهوري اسلامي بود ...
البته همين نيز ميدان رقابتي را تند و تيز كرده بود؛ به ويژه آنكه نامزد سازمان ياد شده فرماندار آمل نيز بود كه در اين مدت توانست از مواضع سازماني خودش با پوشش حمايت از كارگران و كشاورزان و به عبارتي ديگر قشر محروم جاي پاي خوبي را باز كند ... اگر شخصيت مرحوم نوروزي نبود رقيب كه اتفاقا فاصله اندكي نيز داشت به مجلس راه يافته بود ... البته رقابتها در آمل هر چند سالم و گسترده و همه جانبه بود اما شايعه اي نيز كه معلوم نشد با پشتيباني سازمان يافته بوده و يا نه در جريان اوج مبارزات انتخاباتي با تشابه فاميلي و حتي يك بخش از نام مركب نيز شايد تنها پشتيبان عادي بوده باشد ... البته رقابتها شايد آن زمان چندان برخي از شكافها كه پس از 7 تير زاويه فراوان گرفته بود نداشته بود!
باید به اطلاع بازدیدکنندگان محترم برسانم که مدیریت وبلاگ را شخصا به عهده دارم.
هر چند در این رابطه با خانواده آن عزیز سفر کرده نیز سخن از ضرورت گفتم؛ ولی تاخیر خانواده چون طولانی شد سبب شتاب شد! در هر صورت، این نیز حق ما بوده است!
البته بدون همکاری خانواده آن یار ماندنی نیز سبب افزایش محتوایی وبلاگ نخواهد شد. هر چند هر یک از خانواده و یا یاران، این مهم را پذیرا شوند من نیز می توانم در خدمت وبلاگ با مدیریت جدید باشم!
همین را خانواده و دوستان، از ما با پوزش بپذیرند!